العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
260
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
نيز همراه خود برداشته به قصد ديدار آن حضرت روانشديم ، و آن جناب را در وقتى كه از خانه به قصد نماز بيرون شده بود ديديم ، حضرت راه افتاد و ما همراهش بوديم ، برخورديم به چند تن افراد تنومند سرحال كه به قصد تفريح و گردش به راه افتاده و با يك ديگر شوخى و بازى ميكردند ، چون حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به آنها رسيد ، آنها سر پا بسوى آن حضرت شتافتند و سلام كردند ، حضرت پاسخ فرمود ، و سپس فرمود اين جمعيّت كيانند ؟ عرضكردند مردى چند از شيعيان شما اى امير المؤمنين فرمود خوبست سپس فرمود ، پس چه شده نشانه شيعيان ما و زيور دوستانمان را در شما نمىبينم ؟ آنها از شرمندگى سكوت كردند . نوف گويد ، جندب و ربيع به آن حضرت رو كرده عرضكردند ، نشانهء شيعه شما چيست ؟ حضرت مقدارى در پاسخ آنها تأمل كرده و سپس فرمود اى دو مرد از خدا بترسيد و نيكى كنيد ، چون خدا با آنهاست كه پرهيزگار باشند و آنها كه نيكى نمايند . همّام كه بنده كوشا بود عرضكرد ترا به آن كس كه شما خاندان را گرامى داشت و شما را ويژه خود قرار داد و بشما بخشش كرد ، و شما را بر ديگرى برترى داد ، ما را از صفات شيعيان خود با خبر ساز ، حضرت فرمود سوگند مده به همين زودى همه شما را از نشانههاى شيعيان باخبر ميسازم اين جمله را فرمود و دست همّام را گرفته وارد مسجد شد و دو ركعت نماز نافله كوتاه بجا آورد پس از نماز نشست و رو كرد بما در حالى كه مردم گردش را گرفته بودند ، خدا را ستايش فرموده و ثنا گفت و درود بر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرستاد و سپس فرمود : امّا بعد : خدائى كه ثنايش بزرگ و نامهايش پاك است ، آفريدههاى خود را آفريد و بندگى خود را بر آنها لازم نمود و آنان را بطاعت خود مكلّف ساخت و زندگى آنها را بين آنان تقسيم نمود ، و آنها را در دنيا در مكانى كه بايست قرار داد ، در حالى كه خود از آنها بىنياز است ، اطاعت مردم او را نفعى ندهد ،